پاسخ به سوالات وهابیت
و این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید. سوره انعام - آیه 153

حکم جائز بودن لواط در نظر برخی علمای اهل سنت + اسناد تصویری

عمل زشت لواط،از بزرگترین گناهان کبیره هست که بسیار مورد غضب خدای متعال هست اما متاسفانه در بین علما و حکام مکتب سقیفه،این عمل بسیار زشت،وجود داشته و دارد
امیدوارم بدور از تعصب مطالعه بفرمایید :لواط،اینقدر در نزد خداوند عمل زشت و گناه بزرگی هست که خداوند یک قوم را همگی به خاطر این عمل زشت،در همین دنیا عذاب کرد.هیچ یک از امامان مذاهب اربعه مکتب سقیفه این کار را جایز ندانسته،زیرا جایز دانستن این عمل مخالفت صریح با نص آیات قرآن است و اگر لواط را جایز می دانستند،برایشان،بد می شد.اما به جای آن،آمدند و فتواهای عجیبی صادر کردند که هر انسانی که شرف انسانیت در او باشد،زیر بار این فتواها نخواهد رفت.از طرفی مشاهده می شود که برخی علمای بزرگ اهل سنت،متاسفانه دچار این عمل زشت بوده و هستند که دعوت می کنم به مطالب زیر که از منابع اهل سنت انتخاب شده است دقت بفرمایید:

حکم اللواطة بالرجال  : واما اللواط بالرجال فانه لیس فی التحریم کالجماع ولا یحرم شیئا.وحده کحد الزنا فی قول النخعی وابی یوسف ومحمد وابی عبد الله وفی قول ابی حنیفة لیس فیه حد وفیه التعزیر فتاوى السغدی ج1/ص269 بنابر مکتبه شامله.حکم لواط با مردان ؛ اما لواط با مردان در حرمت مانند حرمت جماع (زنا) نیست ؛ و سبب حرام شدن کسی بر کسی نمی شود ؛ و حد آن در نظر نخعی و ابو یوسف و محمد و ابو عبد الله مانند حد زنا است ؛ اما به نظر ابو حنیفه در این کار حد جاری نمی شود ولی تعزیر می شود .

تعزیر یعنی چه؟ تعزیر در نزد علمای مکتب سقیفه یعنی اینکه،اگر حاکم دوست داشت،می بخشد اگر نه،او را از 1 تا 79 ضربه شلاق می زند.بنابر روایتی که بخاری در صحیح البخاری ج6 ص2512 ش 6456 تا 6458 باب کم التعزیز والأدب آورده،کسی حق ندارد حدی از حدود الهی را از 10ضربه شلاق بیشتر بزند.

متاسفانه همین ساده انگاری در مورد حکم لواط سبب شده است که عده ای از عالم نمایان مکتب سقیفه(که متاسفانه به عنوان علمای معروفی مطرح شدند) و نیز خلفای ایشان این کار را انجام داده و یا آن را جایز بدانند !!! 

علمای مکتب سقیفه که اهل لواط بوده اند: 

یحیى بن أکثم:

وی که از دشمنان ائمه اهل بیت ع بوده و مناظره او با امام جواد علیه السلام مشهور است ، در نظر بزرگان مکتب سقیفه از امامان و علماء بلند رتبه به شمار می رود ؛ ابن کثیر در مورد او می گوید:
کان یحیى بن أکثم من أئمّة السنّة ، وعلماء الناس و من المعظمین للفقه.
البدایة والنهایة ج 10 ص 348  دار إحیاء التراث العربی.
یحیی بن اکثم از امامان اهل سنت و از علمای مردم و از بزرگان فقه بود.

ذهبی هم درسیراعلام النبلا ج12ص10 در پاورقی از ابن کثیر نقل میکند که:یحیی بن اکثم از امامان اهل سنت و از علمای مردم و از بزرگان فقه بود.

ثعالبی از علمای به نام مخالفین و متوفای 420 کتابی در باره القاب مشهور دارد ؛ وی در این کتاب مشهورترین شخص در لواط را یحیی بن اکثم معرفی می کند و می گوید:لواط یحیى بن أکثم !!! أصله من مرو فاتصل بالمأمون ایام مقامه بها فاختص به واستولى على قلبه وصحبه إلى بغداد ومحله منه محل الأقارب أو أقرب .وکان متقدما فى الفقه وآداب القضاة حسن العشرة عذب اللسان وافر الحظ من الجد والهزل ولاه المأمون قاضى القضاة وأمر بألا یحجب عنه لیلا ولا نهارا وأفضى إلیه بأسراره وشاوره فى مهماته  !ثمار القلوب فی المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221  
(یکی از صفات مشهور) لواط یحیی بن اکثم است ؛ وی از مرو بود و با مامون ارتباط برقرار کرد و توانست که بر قلب او چیره شود ؛ سپس به همراه او به بغداد آمد و جزو نزدیکترین افراد به مامون بود ؛ وی در باب فقه و آداب قضاوت شهره بوده و خوش برخورد و خوش بیان بود و هم در شوخی و هم در جدی بودن تخصص داشت ؛ مامون او را به مقام قاضی القضاة منصوب کرده و دستور داد که هر زمان در شبانه روز که یحیی خواست بتواند به نزد مامون برود ؛ و با او راز گفته و در کارهای مهم با وی مشورت می نمود .

او لواط کار ترین عرب بود :

وکان یحیى ألوط من ثفر ومن قوم لوط
یحیی بن اکثم(یکی از بدنام ترین مردان قوم مشهور به این کار) و از قوم لوط نیز بیشتر این کار را انجام می داد!!

اگر جوان خوش سیمایی را می دید آب دهانش به راه می افتاد !!!

وکان إذا رأى غلاما یفسده وقعت علیه الرعدة وسال لعابه وبرق بصره!!  وکان لا یستخدم فى داره إلا المرد الملاح ویقول قد اکرم الله تعالى أهل جنته بأن أطاف علیهم الغلمان فى حال رضاه عنهم لفضلهم على الجوارى فما بالى لا أطلب هذه الزلفى والکرامة فى دار الدنیا معهم
اگر جوانی را می دید که با دل او بازی می کند ، بر بدنش رعشه افتاده و آب دهانش به راه افتاده و چشمانش برق می زد !!!وی در خانه خویش به جز نوجوانان (ریش در نیاورده) خوش سیما به کار نمی گرفت و می گفت : خداوند اهل بهشت را که از ایشان راضی است چنین نعمت داده است که جوانان خوش سیما بر ایشان خدمت می کنند ؛ زیرا ایشان بهتر از کنیزکان هستند ؛ چرا من این نعمت و کرامت را در این دنیا نطلبم !!!

حتی مامون نیز از یحیی ترس داشت!

ویحکى أن المأمون نظر یوما إلى یحیى فى مجلسه وهو یحد النظر إلى ابن أخیه الواثق وهو إذ ذاک أمرد تأکله العین فتبسم إلیه وقال یا أبا محمد حوالینا ولا علینا فقال یا أمیر المؤمنین إن الکلب لا یأکل النار.ثمار القلوب فی المضاف والمنسوب ج1 157 ش 221ثمار القلوب فی المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221.

حکایت شده است که روزی مامون نگاهش به یحیی افتاد در حالیکه یحیی به فرزند برادر مامون «واثق» نگاه می کرد در حالیکه وی جوانی بود که ریش در نیاورده بود و چشم نواز بود !!! پس خنده ای به او کرده و گفت : ای ابو محمد با ما کاری نداشته باش و به سراغ دیگران برو .
پس پاسخ داد : ای امیر مومنان ؛ سگ نمی تواند با آتش طرف شود !!!(یعنی من نمی توانم با شما کاری داشته باشم!!!)


ادامه مطلب را بخوانید



موضوعات مرتبط: سوالاتی از برادران اهل سنت
ادامه مطلب
[ یکشنبه هفتم آبان 1391 ] [ 8:41 ] [ صادق ] [ ]

به گزارش «شیعه نیوز» ، به دنبال سفر «حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی کورانی» از علمای لبنانی مقیم قم به مصر و افتتاح نخستین حسینیه رسمی توسط وی در قاهره، غوغاسالاری شخصیت‏ها و رسانه‏ های سلفی علیه شیعیان ادامه دارد.


در همین راستا «شیخ محمد بن عبدالملك زغبی» روحانی مصری وابسته به رژیم سعودی، با صدور بیانیه‏ای خصمانه سفر کورانی به مصر و افتتاح حسینیه در مصر را محکوم کرد و آن را تلاش برای ترویج "عقائد فاسد شیعیان"(!) در مصر خواند.

وی در ادامه خواستار واکنش شخصیت های دینی در برابر افتتاح این حسینیه شد و از علمای االازهر خواست فتوای تخریب آن را صادر کنند. زغبی در ادامه اظهارات خصمانه علیه شیعیان، ساخت حسینیه شیعیان در مصر شد.

زغبی همچنین خواستار اقدامات قانونی برای اخراج شیخ علی کورانی از مصر گردید و از "علمای الازهر"، "وزارت اوقاف"، "جمعیت شرعیه" و "انصار اهل سنت و جماعت اسلامی" خواست اقدامی فوری برای توقف فعالیت های شیعیان در مصر را انجام دهند و در خطبه های نماز جمعه به صورت هماهنگ و یکپارچه هجوم به شیعیان و محکومین فعالت آنان را به عنوان محور اصلی خطبه‏ها قرار دهند.

ادامه دروغ‏های العربیه

در همین راستا شماری از شبکه‏ های ماهواره‏ای و سایت‏های خبری وابسته به سلفیان، برای تشدید موج ضدشیعی در مصر دروغ‏ها و فرافکنی‏های خود علیه شیعیان را ادامه می‏دهند.


ادامه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید :


موضوعات مرتبط: درباره وهابیت
برچسب‌ها: وهابیت, حسینیه شیعیان مصر, شعیان مصر, تخریب حسیتیه
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:29 ] [ صادق ] [ ]

سوالی در خصوص احادیث زیارت قبور مطرح است که شما که زیارت قبور را شرک می دانید با زیارت نمودن شخص پیامبر از قبور چه می کنید؟

از احاديثي که صحاح و سنن آنها را نقل کرده‏اند، استفاده مي‏شود که پيامبر خدا به علّتي، بطور موقّت از زيارت قبور نهي کرده بود سپس اجازه داد که مردم راهيِ زيارت آنها شوند.


شايد علت نهي اين بوده که اموات گذشته آنان، غالباً مشرک و بت ‏پرست بوده‏ اند و اسلام علاقه و پيوند آنان را با جهان شرک قطع کرده بود. ممکن است علت نهي چيز ديگري بوده باشد و آن اين که گروه تازه مسلمان، بر سر خاک مردگان به باطل نوحه‏ سرايي مي ‏کردند و سخنان خارج از ادبِ اسلامي به زبان مي‏ راندند. ولي پس از گسترش اسلام و پا برجايي نهال ايمان در دل افراد، اين نهي برداشته شد و پيامبر گرامي به خاطر منافع تربيتي که در زيارت قبور هست اجازه داد تا مردم به زيارت قبور بشتابند. نويسندگان سنن و صحاح در اين زمينه چنين نقل مي‏کنند:

1 - «زُورُوا القبورَ فإنها تُذَکِّرُکم الآخِرَةَ...»(1).
«قبرها را زيارت کنيد؛ زيرا زيارت آنها، مايه يادآوري سراي ديگر مي‏گردد.»

2 - «کُنْتُ نَهَيْتُکُمْ عَنْ زِيارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوا، فَاِنَّها تُزَهِّدُ فِي الدُّنْيا وَتُذَکِّرُ الآخِرَةَ»(2).
«من شما را از زيارت قبور نهي کرده بودم، از اين به بعد زيارت کنيد؛ زيرا زيارت قبور، شما را نسبت به دنيا بي‏اعتنا مي‏سازد و آخرت را به ياد مي‏آورد.»
روي همين اساس است که پيامبر گرامي، قبر مادر خود را زيارت مي‏کرد و مردم را به زيارت قبور سفارش مي‏فرمود؛ زيرا زيارت قبور مايه يادآوري آخرت است.

3 - «زارَ النّبيّ قَبْرَ اُمِّهِ فَبَکي واَبْکي مَنْ حَولَه... إستأْذَنْتُ رَبِّي في اَنْ أَزُورَ قَبرها، فَاَذِنَ لِي، فَزُورُوا الْقُبُورَ فَإِنَّها تُذَکِّرُکُمُ الْمَوْتَ»(3).
«پيامبر - ص - قبر مادر خود را زيارت کرد و در کنار قبر او گريست و کساني را که دورش گرد آمده بودند گرياند، آنگاه فرمود: از خدايم اجازه گرفته‏ام که قبر مادرم را زيارت کنم، شما نيز قبرها را زيارت کنيد، زيرا زيارت آنها مرگ را به ياد مي‏آورد.»

4 - عايشه مي‏گويد:
«أنَّ رَسُولَ اللَّهِ رَخَّصَ في زِيارَةِ الْقُبُورِ»(4).
«پيامبر خدا بر زيارت قبور اجازه داد.»

5 - عايشه همچنين مي‏گويد: پيامبر کيفيت زيارت قبور را اين چنين برايم آموخت:
«فَأمَرَني رَبِّي آتي الْبقِيعَ فَأَسْتَغْفِرَلَهُمْ، قُلْتُ کَيفَ أقُولُ: يا رسول اللَّهَ، قالَ: قُولي: السلامُ علي أهل الدِّيارِ مِنَ الْمُؤمنينَ والمُسْلِمينَ يَرْحمُ اللَّه المُسْتَقْدِمينَ مِنّا وَالمُسْتأخِرينَ وإنَّا إنْ شاءاللَّه بِکُمْ لاحِقونَ»(5).
«پروردگارم دستور داد که به بقيع بيايم و بر خفتگان در آن طلب آمرزش کنم، (عايشه) مي‏گويد: گفتم اي رسول خدا چگونه بگويم؟ فرمود: بگو سلام بر اهل اين ديار؛ از مؤمنان و مسلمانان. خداوند پيشينيان از ما و آنان که به دنبال ما مي‏آيند را رحمت کند، ما به همين زودي به شما ملحق مي‏شويم.»

6 - در احاديث وارد شده که پيامبر با چه جمله‏هايي به زيارت قبور مي‏پرداخت، مانند:
«السَّلامُ عَلَيْکُم دارَ قَوْمٍ مُؤمنينَ وإنّا واِيَّاکُمْ مُتواعِدونَ غَداً ومُواکِلُونَ، واِنَّا اِنْ شاءاللَّهُ بِکُم لاحِقُونَ، أللّهمَّ اغْفِر لأِهْلِ بقيع الغَرْقَدِ»(6).
در حديث ديگر، چنين آمده:
«السَّلامُ عَلَيْکُمْ أهْلَ الدِّيارِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُسْلِمِينَ وَإنَّا اِنْ شاءاللَّهُ بِکُمْ لاحِقونَ، اَنتُم لنا فَرَطٌ ونَحْنُ لَکُم تَبَعٌ أسْئَلُ اللَّه الْعافِيةَ لَنا وَلَکُمْ»(7).
از حديث عايشه استفاده مي‏شود که هرگاه آخر شب فرا مي‏رسيد، پيامبر به سوي بقيع مي‏رفت و مي‏گفت:
«السَّلامُ عَلَيْکُمْ دارقَوْمٍ مُؤْمِنينَ وَاَتاکُمْ ما تُوعَدُونَ، غَداً مُؤَجِّلُونَ، وَاِنَّا اِنْ شاءَاللَّهُ بِکُمْ لاحِقُونَ أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأهْلِ بَقِيعِ الْغَرْقَدِ»(8).
ازحديث ديگري استفاده ‏مي ‏شود که ‏پيامبر گرامي بطور دستجمعي ‏به زيارت قبور مي‏شتافت و به آنان تعليم مي‏ کرد که اهل قبور را چگونه زيارت کنند.
«کانَ رسوُلُ اللَّهَ يُعَلِّمُهُمْ اِذا خَرَجوا اِلَي الْمَقابِرِ فَکانَ قائِلُهُمْ يَقُول: السَّلامُ عَلَي أهلِ الدِّيارِ (يا) السَّلامُ عَلَيْکُمُ أهْلَ الدِّيارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ وإنّا إنْ شاءَاللَّهُ لاحِقُونَ أَسْئَلُ اللَّهَ لَنا وَلَکُم الْعافِيَةَ...»(9).

-----------------------------------------------------------------

پانوشت:
(1) صحیح ابن ماجه 1 :113.
(2) سنن ترمذی 3 :274.
(3) صحیح مسلم 3 :65.
(4) سنن ابن ماجه 1 :113.
(5) صحیح مسلم 3 :64 وسنن نسایی 3: 76.
(6) سنن نسایی 4 :76.
(7) همان.
(8) صحیح مسلم 3 : 63.
(9) صحیح مسلم 3 : 11.


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات وهابیت، درباره وهابیت
[ پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ] [ 18:13 ] [ صادق ] [ ]
پرسش:
 چرا پیامبر(ص) با عایشه و حفصه ازدواج کردند؟ آیا این ازدواج دلیلی بر حقانیت این دو نفر محسوب نمی شود؟
پاسخ کوتاه:
1- طبق نظر اهل سنت پيغمبر علم غيب ندارد پس ازدواج و يا دوستي وي با کسي نمي تواند دليل بر صحت عقايد و رفتار وي باشد .
 2- حتي اگر بگويند رسول خدا وي را مي شناخته و با وي ازدواج کرده است ، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان مي دانيم . با اينکه در قرآن کريم آمده است  که همسر ِ حضرت نوح و نيز همسر حضرت لوط ، همراه و همنظر با دشمنان ايشان بوده اند .

پاسخ کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات وهابیت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم بهمن 1389 ] [ 20:15 ] [ روشنگر ] [ ]
کیلیپي تمسخر آمیز با نام های مختلفی همچون "العریفی قرآن کریم را مسخره کرد"، "العریفی سوره فاتحه را تلاوت کرد" و "سوره فاتحه آخرین سوره ای است که بر العریفی نازل شد"، در اینترنت منتشر شده است.

شیخ "محمد العریفی" چهره سرشناس وهابیت چند روز پیش در یک برنامه تلوزیونی قرآن کریم که بالاترین، مقدس ترین و عظیم ترین کتاب همه مسلمانان جهان به شمار می رود را مورد تمسخر قرار داد.

نکته قابل توجه این است که طی کمتر از یک ساعت از مورد تمسخر قرار گرفتن قرآن کریم توسط این عالم نمای وهابی، کیلیپی از سخنان تمسخر آمیز وی بر روی سایت های اینترنتی مختلف از جمله یوتیوب قرار گرفت و به سرعت در جهان منتشر شد. سایت های مختلف اینترنتی به ویژه سایت های ضد اسلامی هم این کیلیپ را بر روی صفحه اصلی خود قرار داده و آن را بهانه ای برای تمسخر مسلمانان و دین مبین اسلام قرار دادند.

قابل ذکر است "محمد العریفی" چندی پیش حضرت آیت الله سید "علی سیستانی" مرجع عالیقدر جهان تشیع را مورد اهانت قرار داده بود و پس از چند روز مجبور به عذرخواهی رسمی شد.

ناگفته نماند، "محمد العریفی" از چهره های وهابی بوده که با حضور در مناطق جنوبی عربستان سعودی که هم مرز با یمن است، با سربازان ارتش سعودی که در کشتار شیعیان الحوثی در شمال یمن شرکت داشتند، دیدار و گفتگو کرده و با ایراد سخنرانی های دینی، به اصطلاح آنان را از نظر روحی برای کشتار این شیعیان آماده می کرد.

شیعه آنلاین

موضوعات مرتبط: درباره وهابیت
[ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ] [ 7:40 ] [ صادق ] [ ]
  بهلول اگر چه به مصلحت خود را به دیوانگی زد ولی با حرکاتی شبیه به دیوانگان شاهکار هایی فرا تر فهم خیلی از عاقلان انجام می داد :

آورده اند که روزي ابوحنیفه در مدرسه مشغول تدریس بود، بهلول هم در گوشه اي نشسته و به درس او گوش می داد.

ابوحنیفه در بین درس گفتن اظهار نمود که امام جعفر صادق (ع) سه مطلب اظهار می نماید که مورد تصدیق من نمی باشد و آن سه مطلب بدین نحو است :


اول آنکه می گوید شیطان در آتش جهنم معذب خواهد شد و حال آنکه شیطان خود از آتش خلق شده و چگونه ممکن است آتش او را معذب نماید و جنس از جنس متاذي نمی شود .


دوم آنکه می گوید خدا را نتوان دید حال آنکه چیزي که موجود است باید دیده شود. پس خدا را با چشم می توان دید.


سوم آنکه می گوید مکلف فاعل فعل خود است که خودش اعمال را با اختیار به جا می آورد حال آنکه تصور و شواهد بر خلاف این است. یعنی عملی که از بنده سر میزند از جانب خدا اراده شده است و ربطی به بنده ندارد.


چون ابوجنیفه این مطالب را گفت بهلول کلوخی از زمین برداشت و به طرف ابوحنیفه پرتاب نمود که از قضا آن کلوخ به پیشانی ابوحنیفه خورد و او را سخت ناراحت نمود و سپس بهلول فرار کرد شاگردان ابوحنیفه عقب او دویده و او را گرفتند و چون با خلیفه قرابت داشت او را نزد خلیفه بردند و جریان را به او گفتند.


بهلول جواب داد ابوحنیفه را حاضر نمایید تا جواب او را بدهم.

چون ابوحنیفه حاضر شد بهلول به او گفت: از من چه ستمی به تو رسیده ؟

ابو حنیفه گفت: کلوخی به پیشانی من زده اي و پیشانی و سر من درد گرفت.

بهلول گفت: درد را می توانی به من نشان دهی؟

ابوحنیفه گفت: مگر می شود درد را نشان داد؟


بهلول جواب داد تو خود می گفتی که چیزي که وجود دارد را می توان دید و بر امام صادق (ع) اعتراض می نمودي و می گفتی چه معنی دارد خداي تعالی وجود داشته باشد و او را نتوان دید

و دیگر آنکه تو در دعوي خود کاذب و دروغگویی که می گویی کلوخ سر تو را به درد آورد زیرا کلوخ از جنس خاك است و تو هم از خاك آفریده شده اي پس چگونه از جنس خود متاذي می شوي

و مطلب سوم خود گفتی که افعال بندگان از جانب خداست و بنده در آن مجبور است و هیچ اختیاری ندارد پس چگونه می توانی مرا مقصر کنی و مرا پیش خلیفه آورده اي و از من شکایت داري و ادعاي قصاص می نمایی.

ابوحنیفه چون سخن معقول بهلول را شنید شرمنده شده و از مجلس خلیفه بیرون رفت.


موضوعات مرتبط: عقاید شیعه
[ یکشنبه دوازدهم دی 1389 ] [ 11:30 ] [ صادق ] [ ]
مسجد الحرام حامل خاطرات فراوانی است، به هر قسمت که نگاه کنی یاد آیات و روایاتی می افتی که خواندی و شنیدی.

از آن همه سراغ آب زمزم می رویم.

مسجد الحرام معجزات و کرامات زیادی به خود دیده است.

اما آب زمزم تنها معجزه جاوید مسجد الحرام است.

آبی در سرزمینی کاملا خشک و پوشیده از سنگهای غیر قابل نفوذ.

آبی که بو، طعم و زنگش به مرور زمان تغییر نمیکند.

دکتر ماسارو يموتو از محققان ژاپني آب زمزم را غیر قابل تغییر و کاملا منحصر به فرد می داند.

ارتفاع آب 12 متر است که در ذی حجه به 18 متر می رسد، و وقتی حجاج برگشتند به 12 متر برمی گردد.

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم در طول عمرشان چیزی از کسی درخواست نکردند، اما وقتی کسی به مکه می رفت از او آب زمزم را بعنوان هدیه درخواست میکردند.

وارد موزه میشویم:

ابتدا محفظه فلزی بر دهانه چاه در 70 سال قبل



نیز عکسی از همان دوران



اما شاهد بحث ما این تابلوی سنگی است که در سال 1299 سر در ورودی چاه نصب شده است

روایتی بسیار پر مغز و در عین حال کوتاه:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ماء زمزم لما شرب له، آب زمزم نوشیده شود برای هرچیزی.




این روایت در اکثر منابع اهل سنت موجود است، مانند:1- سنن ابن ماجه ج 2 ص 1018
2-
مستدرک حاکم نیشابوری ج 1 ص 473
3- مسند احمد حنبل ج 3 ص 357
4- کنزالعمال ج 12 ص 224

نیز در منابع شیعه، مانند:
1- کافی ج 6 ص 387
2- وسائل الشیعه ج 13 ص 245
3- بحار الانوار ج 57 ص 45

اما وهابی ها، این دشمنان بد خط و خال اسلام و قرآن و پیامبر، این سنگ را به موزه برده و روایت را با حذف نام پیامبر ثبت کرده اند:




حال آیا این جمله "ماء زمزم لما شرب له"، حکیمانه هست یا نیست؟

اگر هست (که هست) چرا باید حذف شود؟

سراسر مسجد الحرام را که بگردی یک روایت از آن بزرگوار پیدا نمیکنی!

آب زمزم چه ربطی به بحث شیعه و سنی و دشمنی با مولود کعبه دارد؟



تا اینکه امسال (1388) اصل روایت را نیز محو کردند تا به خیال خود منکر هرگونه تبرک برای چیزی شوند
چون به زعم باطل آنان تبرک به اشیاء و اموات شرک است!
در حالی همه مسلمانان طبق آموزه های دینی در طول تاریخ به آب زمزم تبرک می جستند
.

البته از منظر قرآن اینان خود یهود و نصارا هستند:

يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصارى أولياء بعضهم أولياء بعض ومن يتولهم منكم فإنه منهم إن الله لا يهدي القوم الظالمين المائدة آيه 51

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، يهود و نصارى‏ را دوستانِ [خود] مگيريد [كه‏] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند. و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود. آرى، خدا گروه ستمگران را راه نمى‏نمايد.

و سوالاتی دیگر از وهابیون:
چرا علیه سلمان رشدی حتی یک بیانیه خشک و خالی صادر نکردند؟

چرا علیه کاریکاتورهای دانمارکی کلامی نگفتند؟
چرا فیلم فتنه را دیدند و علیه بانیان هلندیش موضعی نگرفتند؟
چرا برپائی راهپیمائی به حمایت از غزه را حرام اعلام کردند؟
چرا...

به نقل از کانون گفتگوی قرآن
با اندکی تصرف




موضوعات مرتبط: درباره وهابیت
[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 20:53 ] [ صادق ] [ ]

 

سوال یکی از خوانندگان:

لطفا بگین چرا در فرهنگ شيعه، هميشه حزن، اندوه و عزادارى حاكم است؟

پاسخ :

يكم. البته در فرهنگ شيعه اعياد بزرگى وجود دارد مانند روز تولد چهارده معصوم، عيد سعيد غدير خم، عيد قربان، عيد فطر، مبعث و همه روزهاى شادمانى و سرور است.

دوم. اگر ملتزمان به فرهنگ شيعى، سرور و شادمانى خود را به صورت عزادارى علنى نمى‏كنند، اشكال از فرهنگ نيست بلكه پيروان فرهنگ، اين كوتاهى را كرده ‏اند.

سوّم. در فرهنگ اسلامى، به همان اندازه كه به سوگوارى بر اهل‏بيت (ع) تأكيد شده است، به سرور و شادمانى نيز توصيه شده است و حتى در كلمات و جملات گوناگونى، به شادمان كردن ديگران امر شده است. رسول خدا (ص) به شادمان كردن فرزندان يتيم مؤمن، كودكان و مؤمنان دستور داده‏اند. آن حضرت در حديث زيبايى فرموده‏اند: «كسى كه مؤمنى را شادمان كند، مرا شادمان كرده است و هر كه مرا شادمان كند، خداوند را شاد كرده است»(1).

چهارم. يكى از دلايل غالب بودن عزادارى بر سرور و شادمانى در فرهنگ شيعى، ظلمى است كه به اهل‏بيت (ع) رفته است، ظلمى كه نمى‏توان در تاريخ، برابرى براى آن پيدا نمود. ازاين‏رو، بديهى است كه در حد ظلم عظيمى كه بر امامان معصوم رفته است ياد كرد مظلوميت آنان در قالب سوگوارى، مرثيه و روضه‏خوانى گسترده‏تر از شادمانى باشد و در اين ميان از آنجا كه ظلمى كه به سيدالشهدا (ع) شده، از ظلم‏هاى ديگر به امامان (ع) برتر و عميق‏تر بود، ذكر مصايب آن حضرت بيشتر و فراگيرتر است.

پى‏ نوشت‏:

 (1)  منتخب ميزان‏الحكمه، ص 249.

 


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات وهابیت
[ سه شنبه سی ام آذر 1389 ] [ 12:13 ] [ صادق ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم والله متمُّ نورهِ ولو كره الكافرون
در دورانی که فرقه جعلی و بی ریشه وهابیت با در دست داشتن امکانات وسیع تبلیغاتی و سرمایه های کلان بنگاه های انگلیسی و صهیونیستی دست به تبلیغات وسیع و بی پایه علیه شیعیان می زند و در این راه از هر تلاشی( از توزیع کتب و دفترچه های دروغین تا ضرب و شتم شیعیان) فروگزار نمی کند، بر آنم تا با روشنگری در این زمینه گوشه ای از غبار مظلومیتی که بر چهره مذهبم نشسته است فروبنشانم.
و در این راه راهگشایی و همدلی یاران و مدافعان، آب زلالی است برای رفع این غبار...
و باور دارم به فنای باطل و ابقای حق اگرچه "کمیت" ها سخن دیگری بگویند...
و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقا
..............................
قطعا این وبلاگ میان برادران اهل سنت با شیاطین وهابیت تفاوت قائل است و سعی دارد در محیطی علمی به دور از توهین و تهمت به بررسی حقانیت عقاید شیعه بپردازد.
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
امکانات وب