پاسخ به سوالات وهابیت
و این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید. سوره انعام - آیه 153
دولت عربستان سعودي در ادامه فشار بر شيعيان اين كشور، نهمين مسجد شيعيان را بست.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري "الراصد " متعلق به شيعيان عربستان،
نيروهاي سعودي دو مسجد شيعيان را بستند.
با بسته شدن دو مسجد شيعيان در شهرهاي "راس تنوره " و "ابقيق " در منطقه
"الشرقيه "، تعداد مساجد بسته شده شيعيان به 9 مسجد رسيد.
اهالي اين شهرها به پايگاه خبري "الراصد " اعلام كردهاند كه نيروهاي
عربستان تنها مسجد شيعيان اسماعيلي در "راس التنوره " را بسته و اجازه
اقامه نماز در آن را نميدهند.
همچنين منابع محلي اعلام كردند كه مسجد بسته شده در شهر "ابقيق " نيز متعلق
به اسماعيليان است.
اين پايگاه همچنين بر اساس خبرهاي تاييد نشدهاي از بسته شدن دهمين مسجد در
شهر "الجبيل " در اثر هجوم پليس خبر داد.
اين اقدامات عربستان در حالي صورت ميگيرد كه بزرگان شيعه عربستان به دنبال
راههايي براي برونرفت از بحران بسته شدن مساجد و ديدار با مسئولان سعودي
هستند.
اين در حالي است كه مقامات سعودي از ارائه هرگونه توضيح در اين رابطه و
تبيين دلايل چنين اعمال محدوديتهايي خودداري ميكنند.
خبر ديگر از عربستان سعودي اينكه پليس عربستان شهروند شيعه اين كشور به نام
"منير باقر الجصاص " را بدون ارائه دلايلي دستگير و روانه زندان كرد.
پايگاه خبري "الراصد " در اين باره خبر داد: نيروهاي پليس عربستان با ورود
به محل كار "منير باقر الجصاص "، وي را دستگير كردند.
اين پايگاه تصريح كرده است: اين شيعه كه اهل شهر العوامه بود، به عنوان يك
فعال اجتماعي شناخته ميشد و مقالات متعددي را درباره اوضاع شيعيان منتشر
كرده است.
اين در حالي است كه نيروهاي عربستاني با حمله به منزل منير باقر الجصاص و
بازرسي آن، دستگاههاي رايانهاي وي را با خود بردند.
هماكنون جمعيت عربستان 22 ميليون نفر است؛ كه طبق آخرين سرشماري 10 تا 15
درصد جمعيت اين كشور شيعه هستند.
بيشتر شيعيان در منطقه شرقي عربستان در حاشيه خليج فارس از قطر تا نزديك
كويت ساكن هستند و نواري شيعهنشين را شكل دادهاند كه شامل استان احساء تا
قطيف ميشود.
چندي پيش پايگاههاي شيعي از دو نامه محرمانه خبر دادند كه طي آن و بر اساس
دستور وزير كشور عربستان، فشارها بر شيعيان عربستان تشديد خواهد شد.
به گزارش فارس، نيروهاي امنيتي در عربستان براي تحت فشار قرار دادن شيعيان به بهانه مبارزه با خرافه بسياري از شيعيان را دستگير كردند. همچنين قصد دارند تا از هرگونه برپايي مراسم در ماه محرم توسط شيعيان جلوگيري كنند.
فشار نيروهاي امنيتي به شيعيان در عربستان به حدي شدت يافته كه
بسياري از شيعيان ظواهر ديني همانند عكس و غيره را كه در منزل يا محل كار
بوده است را برداشتهاند.
در شهر "الاحساء " بيش از 5 سال است كه با مراسم ديني شيعيان برخورد ميشود و دهها مسجد و حسينيه و مدرسه اهل تشيع بسته شده است.
بنا به گفته شيعيان در عربستان، هر چند وقت يكبار نيروهاي امنيتي عربستان به محلي حمله كرده و جوانان شيعي را دستگير ميكنند.
سال گذشته نيز در جريان مراسم نيمه شعبان نيروهاي افراطي و سلفي امر
به معروف از چشن مردم در اين مراسم جلوگيري كردند و تمام چراغانيها را از
بين برده و حاضران را با زور متفرق كردند.
سوال:
آیا روایات کتاب اصول کافی ضعیف هستند؟ آیا کتاب کافی شرح و تفسیر قرآن است؟
پاسخ:
روایات کافی به چهار دسته تقسیم می شوند:
1-صحیح 2- موثق 3- حسن 4- ضعیف
این که شیعه روایات مهم ترین کتاب خود را به چهار بخش تقسیم می کند، نشانه واقع گرایی این مکتب است. زیرا کتاب صحیحی جز قرآن در اختیار بشر نیست و دیگر کتاب ها باید مورد بررسی قرار گیرند. از این نظر کتاب کافی با موشکافی خاصی به چهار بخش تقسیم شده است.
علامه مجلسی در کتاب «مرآة العقول» همه بخش را معین نموده اند.مولف کافی در آغاز کتاب برای سنجش حدیث معیاری از امامان نقل کرده؛ فرموده اند:
«آنها را بر کتاب خداوند عزوجل عرضه کنید پس آنچه موافقت داشت با کتاب خدا، بپذیرید و آنچه مخالفت داشت با آن، رد کنید.»
ولی در مقابل اهل حدیث و سلفی ها «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را از آغاز تا پایان صحیح دانسته اند و گرفتار مشکلاتی شده اند که هم اکنون دامنگیر آنهاست و نقل نمونه که قطعا مجعول و دروغ است مایه گسترش دامنه سخن می شود. در کتاب «الحدیث النبوی بین الروایة و الدرایة» به این قسمت پرداخته شده است.
و اما این ادعا که کافی شرح و تفسیر قرآن است؛ اگر مقصود این است که در کتاب کافی مجملات قرآن، مانند صلات، زکات، حج و جهاد تبیین و تفسیر شده و اجزا و شرایط آنها بیان گردیده است، این اختصاص به کتاب کافی ندارد. تمام کتاب های حدیثی حتی صحاح و سنن اهل سنت دارای چنین مقامی هستند و اگر مقصود این است که کتاب کافی به صورت تفسیر بر قرآن نوشته شده، این سخن بی اساس بوده و کسی آن را نگفته است و به فرض اینکه به صورت تفسیر نوشته شده باشد، روایات آن ارزشیابی شده و طبق ضوابط با آنها رفتار می شود. اما سلفی ها بر خلاف ما خبر واحد را نه تنها در مسائل علمی و فقهی بلکه در مسائل اعتقادی می پذیرند و به همین دلیل گرفتار مشکلاتی در مسائل اعتقادی شده اند.
اخیرا در مدینه منوره همایشی در مورد حجیت خبر واحد در عقاید برپا شد و تقریبا همه شرکت کنندگان که سلفی بودند با این مطلب موافقت کردند که دین و عقیده خود را بر اساس خبر واحد بر پا کنند و روی این اساس، در آئین آنان تجسیم و تشبیه و مجبور بودن انسان، کاملا پذیرفته شده است.
در قرآن آیاتی در شان صحابه نازل شده و در کتب شیعه روایاتی در طعن آنان آمده است. شیعه به دلیل رفع این تناقض قائل به تحریف قرآن شده است.
برای مشاهده پاسخ این ادعا به ادامه مطلب بروید

با توجه به اينكه عصمت مختص به انبياء(عليهم السلام) مى باشد به چه دليل فاطمه زهرا را معصوم مى دانيد در حالى كه نه نبى است و نه امام؟
...برای مطالعه پاسخ به ادامه مطلب بروید...
آیا آراستن قبور ائمه و همچنين مساجد شيعيان با تزئينات مختلف و طلا و نقره حرام است؟
...برای مطالعه پاسخ به ادامه مطلب بروید...
مطلبی کوتاه در باب عدم تناقض امامت با ختم نبوت:
امامت پیامبری نیست، تا اشکال وارد شود که با ختم نبوت ناسازگار است. پیامبری یعنی تشریع و دین جدید، با فرامین و دستورات جدید. این در حالی است که امامت یعنی رهبری جامعه بر اساس شریعتی که پیامبر آورده است. بر امام(ع) نه آیه نازل می شود نه کتاب آسمانی و نه حکمی جدید.
امام در وهله اول شأن تفسیر و تبیین شریعت الهی و سنت نبوی را دارد؛ و در وهله بعد او جامعه و افراد را بر اساس تعالیم شریعت پیامبر هدایت عملی می کند و راهکار اجرای آن را به آنها نشان می دهد.
ضمنا جانشینی برای پیامبران چیز جدیدی نیست. در ماجرای حضرت موسی و هارون هم مسئله وصایت وجود دارد. حضرت هارون حتی در زمان حضرت موسی جانشین آن حضرت می شود. این که جامعه رهبر الهی می خواهد یک چیز است، و این که جامعه پیامبر بخواهد امر دیگر.
توجه داشته باشید مسأله ختم نبوت است نه خاتمیت رهبری الهی.
همچنین سری بزنید به :
چرا تعیین جانشین برای پیامبران پیشین مطرح نبوده است و فقط برای خاتم النبیین ضرورت داشته است؟
پرســـش:
مراد از «ناصبی» چیست؟ آیا شیعیان اهل سنت را «ناصبی» می دانند؟
پـاســــخ:
براى روشن شدن جواب مقدمةً به نكاتى اشاره مى شود:
آيات:
1ـ قرآن مى فرمايد، به چيزى كه آگاهى و اطلاع نداريد، اظهار نظر نكنيد «لا تفف ما ليس لك به علم...([1])» از آنچه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل همه مسئوولند «و از آنها در مورد كارهاى كه انجام مى دهند و... سؤال مى شود».
2ـ مساله دوستى اهلبيت (ذوى القربى) و پرهيز از دشمنى آنها، مورد اتفاق فريقين مى باشد، چون هم قرآن بر اين مساله تأكيد دارد، و هم روايات خود عامه، اما قرآن مى فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجراً ايد المودة فى القربى([2])» بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزديكانم (= اهل بيتم) و هر كس كار نيكى انجام دهد بر نيكى اش مى افزايم. و بعضى آيات ديگر([3]).
اما روايات:
در دو قسمت بعضى از رواياتى را كه از طريق عامه نقل شده است بيان مى كنيم.
الف: روايات محبت به اهل بيت(ع)
1ـ زمخشرى از پيامبر (ص) نقل مى كند كه فرمود: «الا و من مات على حب آل محمد مات شهيداً([4])» بيدار باشيد هر كس بر محبت آل محمد (ص) بميرد شهيد از دنيا رفته... بخشيده شده، توبه كننده مؤمن، از دنيا رفته، و ملك الموت بشارت بهشت مى دهد، و همچون عروسان وارد بهشت مى شود، و در قبر دو تا در براى او او به سمت بهشت باز مى شود و قبرش مزار ملائكه رحمت مى شود([5]).
2ـ پيامبر (ص) فرمود: «معرفة آل محمد (ص) برائة من النار، و حب آل محمد (ص) جواز على الصراط و الولاية لآل محمد (ص) امانٌ عن العذاب([6])» شناخت آل محمد رهايى از آتش جهنم، دوستى آنها گذرنامه ى رد شدن از پل صراط، و ولايت آل محمد (ص) امان نامه اى است از عذاب.
ب: روايات بغض و دشمنى با اهل بيت
1ـ پيامبر (ص) فرمود: «الا و من مات على بغض آل محمد مات كافراً» هر كسى بر بغض آل محمد (ص) بميرد كافر از دنيا رفته است، و بوى بهشت به مشامش نمى رسد([7]).
2ـ پيامبر (ص) فرمود: «علىٌ خير البشر من ابى فقد كفر» على بهترين بشر است هر كس ابا نمايد و قبول نكند كافر است([8]).
بعد از بيان مقدمه جواب قسمت اول شبهه اين است كه ناصبى دو تا معنى دارد.
1ـ معناى لغوى كه عبارت است از تعب و رنج، بزحمت انداختن، كوشش نمودن (اذا فرغت فانصب همٌّ ناصِبٌ) يعنى غم بارنج، عيش ناصب و زندگى با مشقت است([9]).
2ـ معناى اصطلاحى، به كسانى ناصبى گفته مى شود كه دشمنى با اهل بيت (ع) دارند، و يا به آنان دشنام دهد، و يا به يكى از ائمه (ع) دوازدهگانه شيعه دشمنى، و يا دشنام دهد([10])، اين اصطلاح دوم برگرفته از روايات خود اهلبيت (ع)([11]) مى باشد كه به چند روايت به عنوان نمونه اشاره مى كنيم:
1ـ ابى بصير از امام صادق (ع) نقل مى كند كه حضرت فرمود: «مُدمِنُ الخمر كعابد و تن، و الناصب لآل محمد شرٌّ منه» شراب خوار مانند بت پرست است و دشمنى با آل محمد (ص) بدتر از شراب خوار است([12]).
2ـ از امام باقر (ع) سؤال شد كه آيا زن مؤمنه شيعه مى تواند با ناصبى ازدواج كند فرمود: «لا لانّ الناصب كافرٌ([13])» فرمود: نه، چون ناصبى كافر است.
3ـ در روايت ديگر مى خوانيم «ان الله تعالى لم يخلق خلقاً انجس من الكلب و ان الناصب لنا اهل البيت لا نجس منه([14])» براستى كه خداوند نجس تر از سگ نيافريد، دشمن اهلبيت از سگ بدتر است. از اين سه روايت بخوبى استفاده مى شود كه مراد از ناصبى دشمن اهلبيت (ع) مى باشد، ضمناً استفاده مى شود كه آنها نجسند و كافر، و زن مسلمان نمى تواند با آنها ازدواج كند.
اما قسمت دوم شبهه كه شيعيان آيا اهل سنت را ناصبى مى دانند؟
بايد گفت: خير شيعيان اهل سنت را ناصبى نمى دانند چرا كه اولا اكثريت اهل سنت (غير از ناصبى ها) محبت اهلبيت را لازم مى دانند (طبق نص قرآن و روايات خود آنها كه قبلا اشاره شد، و شافعى يكى از سران چهار مذهب عامه افتخارش اين است «ان كان رفضاً حب آل محمد فليشهد الثقلان انى رافض([15])» اگر دوستى اهلبيت نشانه رافضى بودن است، جن و انس شهادت دهند كه من رافضى «و محب اهلبيت) هستم و ثانياً خود اهل سنت دشمن و مبغض اهلبيت را كافر مى دانند كه قبلا نقل شد، آنگاه چگونه مى توان گفت آنها ناصبى مى باشند و ثالثاً ناصبى ها چنانكه گفته شد، نجس، ذبيحه آنها حرام، و ازدواج با آنها جائز نيست، اما اهل سنت را هيچ عالم شيعى چنين فتواى درباره آنها نداده است، بلكه در رساله ها تصريح به حليت ذبيحه آنها، جواز ازدواج به آنها، و... شده است و حتى همه علماى شيعه نماز بر جنازه مسلمان را واجب، و دفن و كفن ميت مسلمان را لازم مى دانند([16]).
خلاصه ى جواب قسمت اول شبهه
ناصبى يك معناى لغوى دارد. كه به معناى رنج و خستگى و كوشش و... مى باشد و يك معناى اصطلاحى دارد كه برگفته از روايات اهلبيت (ع) مى باشد و آن اينكه كسى با اهلبيت دشمنى داشته باشد يا به آنها دشنام و ناسزا بگويد.
خلاصه ى جواب قسمت دوم شبهه
به هيچ وجه عامه از نظر شيعيان ناصبى نمى باشند، چون آنها اولا اهلبيت را دوست دارند و ثانياً دشمنان آل محمد (ع) را كافر مى دانند، و ثالثاً تمام علماى ما فتوا بر جواز ازدواج با آنها، و وجوب دفن و نماز بر ميت آنها داده اند.
پی نوشت :
[1]ـ اسراء/36.
[2]ـ شورى/23.
[3]ـ سباء/47 و فرقان/57.
[4]ـ محمد بن عمر زمخشرى، الكشاف (دار الكتاب العربى، 1407 هـ 1987م) ج4، ص220.
[5]ـ همان مدرك، دنبال حديث، نقل به صورت تلخيص.
[6]ـ حافظ سليمانى قندوزى، ينابيع المودة (مكتبة بصيرتى قم) ص22.
[7]ـ كشاف (پيشين) ج4، ص221.
[8]ـ علاء الدين على المتقى، الهندى، كنزل العمال فى سنن الاقوال و الافعال (مؤسسة الرسالة، بيروت، 1405 هـ 1915م) ج11، ص610.
[9]ـ محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن (دفتر نشر الكتاب چاپ دوم، 1404) ص494. كلمه نصب و خليل بن احمد، ترتيب كتاب العين (مؤسسة نشر اسلامى جامعه مدرسين، چاپ اول، 1414) ص807 كلمه نصب.
[10]ـ رساله توضيح المسائل مراجع عظام، بحث كفر و اقسام آن، و عروة الوثقى، سيد يزدى، ج1، بحث كفر (از بحث نجاسات) در بعضى رساله ها مساله 117 ـ بعضى 113 ـ بعضى 111.
[11]ـ بعضى از لغويين نواصب را معنى نموده، "گروهى كه با امير المؤمنين دشمنى دارد"، ظاهراً بر گرفته از روايات باشد، احمد سياح ـ فرهنگ جامع عربى فارسى (كتابفروشى اسلام، چاپ هشتم، ج4، ص270، ماده نصب.
[12]ـ محمد بن الحسن الحر العاملى، وسائل الشيعه (دار احياء التراث، لبنان) ج18، ص559، ح12.
[13]ـ همان، باب 10، من ابواب ما يحرم من النكاح، حديث 15.
[14]ـ همان، ج1، ص159، ح5.
[15]ـ سلطان الواعظين، شبهاى پيشاور (دار الكتب الاسلامية، سى و هفتم، 1376) ص64.
[16]ـ رساله علميه تمام مراجع، بحث نماز بر ميت.
